نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷۸ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ولوله عشق تو به ره هرزه کویی

رندان سر کوی تو مست از تو به بویی

پیش تو به سر آیم و زآن لب طلبم جام

از خاکم اگر نیز بسازند سبویی

دل در خم چوگان سر زلف تو گویی‌ست

هر دل که جز این گفته بود بیهُده‌گویی

با روی تو از باد، بهشتم، هوس حور

جایی که تو باشی که کند باد چو اویی

تن رست ز تب‌های غم از وصل میانت

صد شکر کزین عارضه جسیمه به مویی

اگر شحنه بجوید ز تو درد دل ما را

ابروی تو سویی جهد و چشم تو سویی

امروز کمال از رخ او چشم برافروز

کر طالع خود بافته‌ای روز نکویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و جذابیت معشوق است. شاعر با بیانی عاطفی و پرشور به توصیف زیبایی‌های معشوق و احساسات خود می‌پردازد. او می‌گوید که رندان عاشق به محبت معشوق مست هستند و او خود نیز در پی نوشیدن از لبان معشوق است. دل شاعر به خاطر زیبایی‌های معشوق در تنگنای عشق قرار دارد و او تنها با دیدن معشوق احساس رضایت و آرامش می‌کند. به طور کلی، این شعر نمایانگر عواطف شدید و شور عشق به معشوق است و تأکید بر زیبایی و جذابیت او دارد.