شمارهٔ ۹۸۷ کمال خجندی
کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به جز نور و ضیاء و گرمی از آذر چه میخواهی
ز دریای حقایق جز در و گوهر چه میخواهی
تفکر کن نهانی ای بشر در دهر پهناور
تو باشی بهترین مخلوق از این بهتر چه میخواهی
در این دنیای پرغوغا به جز نگین چه میجویی
به جز تائید و الطاف از خدا باور چه میخواهی
برای دل که باشد مخزن اسرار پنهانی
به جز وسعت در این دنیای پهناور چه میخواهی
به امر حق تعالی در جهان و گردش دوران
تویی برتر ز مخلوق ای بشر دیگر چه میخواهی
به جمع عارفان ای دوست در خمخانهٔ وحدت
دگر جز آنکه مشحون باشدت ساغر چه میخواهی
به باغ دوستی بنشان درخت دوستداری را
کمالا از درخت دوستی جز بر چه میخواهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به انسان میگوید که به جز نور و گرما از آتش چه میخواهد؟ و از دریای حقیقتها جز در و گوهر چه چیز دیگری میجوید. او از انسان میخواهد که در زندگی پر از صدا و شلوغی، بهترین مخلوق باشد و به علاوه، به جز الطاف و تأییدات خدا چه برآوردی دارد. شاعر به دل انسان اشاره میکند که مخزنی از اسرار پنهان است و میپرسد که علاوه بر وسعت دنیای پهناور، چه میخواهد. در نهایت، او به دوستی و وحدت اشاره کرده و از دوست میخواهد درخت دوستی را بکارند و به جز کمال دوستی، به دنبال چه چیز دیگری هستند.