نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۰ کمال خجندی

کمال خجندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر گل به پای سرو چو رفتار می‌کنی

از لطف پای نازکت افگار می‌کنی

گر حال دل ز غمزه بپرسی چه گویمت

خوش می‌کنی که پرسش بیمار می‌کنی

پندی بده به زلف که خون‌های بیدلان

چندین چرا به گردن خود بار می‌کنی

با غمزه هم بگوی که در پیش مردمی

خواهم زدن که شوخی بسیار می‌کنی

گفتی جمال خویش نمایم به عاشقان

این خود کرامتی است که اظهار می‌کنی

ای طوطی این حدیث شکربار از آن تست

یا گفته منست که تکرار می‌کنی

سعدی اگر چو طوطی گویا بود کمال

طوطی خموش به چو تو گفتار می‌کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و نازک‌کاری معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که با خودخواهی و غمزه‌اش دل‌های عاشقان را نرنجاند. او از معشوق می‌خواهد که به زلفش توجه کند و به خاطر درد و غم دیگران مسئولیت‌پذیر باشد. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و اینکه چقدر پند و نکته‌های مهمی در رفتار او نهفته است، اشاره می‌کند. در نهایت، او خود را با طوطی مقایسه می‌کند که همواره در حال تکرار است و از توانایی‌اش در بیان احساسات و بروز عشق صحبت می‌کند.