شمارهٔ ۷۴ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
موریئی کان علا دین سازد
گر کشد رود باشد امر محال
چاره آن ز پیر بنایی
رفت شرمنده و بکرد سوال
پیر گفتا منت دهم تعلیم
گر نگیرد طبیعت تو ملال
گفت موری همه کس را
بی گلو کار کرده ام همه سال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی مورچهای است که برای ساختن آشیانهاش با مشکلاتی روبرو شده و به یک پیر دانا مراجعه میکند. پیر به او میگوید که اگر تو تلاش کنی و طبیعتت خسته نشود، میتوانی به هدف خود برسی. در نهایت، مورچه اشاره میکند که او سالهاست بدون گلو کار کرده و به خواستهاش رسیده است. پیام شعر، اهمیت تلاش و استقامت در مواجهه با چالشهاست.