شمارهٔ ۷۱ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بجز معنی حسام ملت و دین
ای مفاخر به گوهر تو عقول
حل هر مشکلی که در سخن است
کرده بر خاطر تو جمله حلول
از محبان خود بتقصیری
خاطر نازکت مباد ملول
در عیادت اگر تساهل رفت
تو کریمی و عذر من مقبول
زان نشد فرصتم بپرسش تو
که به مرثیه بوده ام مشغول
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش شخصیت و بزرگی فردی به نام حسام ملت و دین میپردازد. شاعر از ویژگیهای برجسته او، از جمله عقل و دانشش یاد میکند و اشاره دارد که او قادر به حل مشکلات و مسائل مختلف است. شاعر همچنین از احساسات خود نسبت به حسام میگوید و ابراز میکند که اگر در عیادت و دیدار او کوتاهی کرده، این به دلیل مشغله خودش بوده و امیدوار است که حسام بر او خرده نگیرد. در نهایت، شاعر بیان میکند که به دلیل مشغولیتش به مرثیه، نتوانسته از حسام بپرسد.