شمارهٔ ۸۲ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نشسته بر دم حمام دیدم آن مه را
به گلرخان دگر گفتمش ز بعد سلام
اگر تو آدمیای اعتقاد من این است
که دیگران همه نقشند بر در حمام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده در حال نشستن در کنار حمام است و به زیبایی و جذابیت شخصی اشاره میکند. او به گلرخان میگوید که اگر او انسان واقعی است، باید بداند که دیگران تنها سایههایی هستند که در اطرافش وجود دارند. به عبارت دیگر، این شعر به نوعی به اهمیت وجود واقعی و تأثیرگذاری انسانها بر یکدیگر میپردازد.