نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

بهار آمد و سبزه نو شد به جوها

عروسان بستان گشادند روها

گل کوزه بر شاخ می گوید اینک

که کوزه ز ما و ز مستان سبوها

چو گشت آبها شیشه گر گفت بلبل

قواریر من فضت قدروها

نگوید ز آزادگی هیچ سوسن

چو بلبل ز مستی کند گفت و گوها

ازین پس پیاله به کف خوبرویان

خرامنده بینی به لبهای جوها

به هر شاخ غنچه دهن باز کرده

ز خوبان فرو می خورد آرزوها

معطر ازان می کند گل چمن را

کش از نظم خسرو ذخیره ست بوها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، بهار و زیبایی‌های آن به تصویر کشیده شده است. سبزه‌ها تازه و شاداب شده‌اند و گل‌ها و عروس بستان جلوه‌گری می‌کنند. بلبل با سرود خود از زیبایی و مستی سخن می‌گوید و از آنچه در طبیعی است، لذت می‌برد. گل‌ها با عطر خوش خود چمن را معطر می‌کنند و هر غنچه‌ای آرزوها را به نمایش می‌گذارد. این شعر به celebratory nature of spring و لذت‌های آن اشاره دارد و زیبایی‌های طبیعی را توصیف می‌کند.