نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شبی دیدم چو مه بر بام او را

صراحی پیش و بر کف جام او را

دعا می کردم و می نامدش یاد

ز مستی بهر من دشنام او را

نخواهد دل به خود دشنام ازان لب

ز لعل او همین بس کام او را

به دل او را که عشقش خانه سازد

کجا ماند دگر آرام او را

کسی کز عارض و زلف تو گوید

همین بس ورد صبح و شام او را

دلم دارد هوای پای بوست

ببین در سر خیال خام او را

چو برگشتی ز خسرو، کرد پامال

جفای گردش ایام او را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود صحبت می‌کند. او در شب‌هایی که به یاد معشوقش می‌افتد، دلتنگی و اشتیاقش را ابراز می‌کند. در حین دعا کردن و یادآوری او، به مستی و دشنامی که به خاطر عشقش می‌گیرد اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید عشق معشوق در دلش خانه کرده و جز او هیچ چیز دیگری آرامش نمی‌دهد. همچنین به تأثیر زیبایی معشوق بر روح و روانش و همچنین حسرت و دلتنگی برای او اشاره می‌کند. به طور کلی، این شعر تصویری از عشق عمیق و دغدغه‌های عشق را به تصویر می‌کشد.