شمارهٔ ۱۰۰۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
اگر دلبری چون تو جایی برآید
به هر جا که شنید بلایی برآید
قد تست چون در گلستان در آیی
اگر سروی اندر قبایی برآید
برآید به هر جا گل، اما چو رویت
به نزدیک ما دور جایی برآید
به کوی تو هر سال از خون خلقی
زهر سبزه مردم گیایی بر آید
رسد ناله من ز پیشت به جایی
که از هفت گنبد صدایی برآید
عنایت کن اندر حق بنده خسرو
مگر از تو کار گدایی برآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که اگر چنین دلبری در جایی ظاهر شود، همه جا تحت تاثیر او قرار میگیرد. او تشبیه میکند که قد معشوق مانند شاخ و برگ گلستان است و اگر همچون سرو در لباس زیبا ظاهر شود، زیباییاش در همه جا جلب توجه میکند. با این حال، در کنار زیبایی آن، شور و شوقی نیز به وجود میآید و از دل عاشقان نالهای بلند میشود. شاعر در انتها از محبوب خود میطلبد که لطفی کند و به او فرصتی برای درخواست حاجت و کمک بدهد.