نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد

کنون هر کس که جان دارد، هوای بوستان دارد

سحرگه بکر غنچه ها باده ها خورده ست در پرده

همه سرخی رو بدهد گواهی، گر نهان دارد

کنون دل بستگی غنچه با گل، کی نهان ماند؟

که هرچ اندر دل غنچه ست سوسن بر زبان دارد

ازان هر لحظه بینی تازه تر داغ دل لاله

که بلبل روز تا شب ناله های عاشقان دارد

رها کن تا ترا بینم، گرم جان می رود، گو رو

که مشغول جمالت کی سر تشویش جان دارد؟

زمان مستی ست، اکنون توبه از توبه بکن خسرو

به کار امروز ساقی و می چون ارغوان دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و دلنشینی هوای بوستان اشاره می‌کند و از احساسات آدمی نسبت به طبیعت و عشق سخن می‌گوید. صبحگاهان، غنچه‌ها به عشق باده دست می‌زنند و سرخی گل‌ها گواه بر احساسات درونی‌شان است. دل‌بستگی غنچه‌ها به گل‌ها و ناله‌های بلبلان از عشق و دلتنگی حکایت می‌کند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که در حال حاضر زمان شادی و مستی است و باید از توبه‌کردن دست کشید و از زیبایی‌های زندگی لذت برد.