نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد

برگ گل را صدف لولوی عمانی کرد

قدح لاله چو از باد صبا گردان گشت

مست شد بلبل و آهنگ غزلخوانی کرد

شاهد باغ ز یک ریختن بارانی

گوشها را همه پر لولوی رمانی کرد

مرغ در پرده عشاق سرودی می گفت

چاک زد پیرهن خود گل و بارانی کرد

ای صبا، دی که فلانی به چمن می خورد

هیچ یاد من گمگشته زندانی کرد؟

آخرین شربتم آن بود که او خنده زنان

بر لب آب نشست و شکرافشانی کرد

حق چشم من مسکینست، خدایا، مپسند

پایش آن گشت که بر نرگس بسانی کرد

همه عمرت نکنم، ای گل بدعهد، بحل

یار هر خنده که بر روی تو پنهانی کرد

غصه ام خیزد، کای دل، سخن صبر کنی

وه چرا گویی از آن چیز که نتوانی کرد؟

آخر، ای گریه، همی جان مرا خواهی سوخت

هیچ اندر دل او کار نمی دانی کرد

کس بران روی نمی یارد گفتن، جانا

زلف گرد آر که بسیار پریشانی کرد

عشق در سینه درون آمد و خالی فرمود

صبر مسکین نتوانست گران جانی کرد

شه جلال الدین فیروزشه آن کو در ملک

تا ابد خواهی شاهی و جهانباهی کرد

هیچ دشواریی در نوبت او نیست، ازانک

فتنه بر بستر خواب آمد و آسانی کرد

تو پری رویی و دیوانه مکن خسرو را

عهد شه را چو فلک عهد سلیمانی کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویرسازی زیبایی‌های طبیعت و احساسات عاشقانه می‌پردازد. باران، گل‌ها و آواز پرندگان نماد تازگی و شادابی هستند. بلبل مست از زیبایی‌ها غزل‌خوانی می‌کند و شاعر از جدایی و دوری معشوق شکایت دارد. او به یاد معشوق در چمن می‌افتد و آرزوی وصال را دارد. همچنین به غم و اندوه ناشی از عشق اشاره می‌کند و به بی‌وفایی معشوق اشاره می‌نماید. در نهایت، شاعر به جلال و عظمت عشق و حکومت عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق در دلش نشسته و صبر را سخت کرده است.