نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

رسید موسم عید و صلای می درداد

پیاله بر کف خوبان ماه پیکر داد

میی که ساقی رعنا ز خون مستان خورد

چه خوابها که بدان غمزه های کافر داد

مگر بر آب خود آیم ز خشکی روزه

دو سه پیاله بباید مرا سراسر داد

بسان نیمه بیضه ز جام نقره تمام

که نقل مجلس مستان بط و کبوتر داد

خضر بریخت به ساغر ز می که آب حیات

پس آن گهی به کف ثانی سکندر داد

بر آستانش، خسرو، نثار موسم عید

به وزن شعر همه برکشیده گوهر داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

مقاله به توصیف جشن و عید و شادی در هنگام نوشیدن می می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های مستان و لذتی که در می‌نوشی به دست می‌آید، سخن می‌گوید. او قصد دارد تا با نوشیدن پیاله‌ای از می، از خستگی و روزه‌داری رهایی یابد و از خوشی‌های زندگی بهره‌مند شود. همچنین، شاعر به نمادهایی مانند ساغر و می و نیز شخصیت‌های ادبی چون خضر و سکندر اشاره می‌کند تا تأکید کند که این لحظات شادی و زیبایی در کنار هم وجود دارند و به اوج می‌رسند. در نهایت، شاعر زیبایی‌های زندگی را در این جشن و می‌نوشی تجلیل می‌کند.