شمارهٔ ۱۰۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را
بر دفتر طاعت رقمی رانده گنه را
افگند دل ما همه در چاه زنخدان
وانگاه بپوشید به سبزه سر چه را
هر چند که زلف تو سپاهیست جهانگیر
هر روز پریشان نتوان کرد سپه را
پیراهن یک شهر ز دست تو قبا شد
یک بار چنین کج منه، ای شوخ، کله را
خسرو نگرفت از تب عشق تو قراری
چه جای قرارست در آتشکده که را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جنبههای عشق و عواطف انسانی پرداخته است. شاعر از خط خوشی صحبت میکند که باعث زینت بخشیدن به زیباییهای معشوق شده و در عین حال گناه و اشتباهات را یادآوری میکند. او از دلباختگی خود و تأثیر زنخدان معشوق بر دلش اشاره کرده و نشان میدهد که عشق به عنوان یک نیروی قوی نمیتواند او را آرام کند. همچنین به وفور زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیان میکند که عشق موجب درد و رنج است و هیچ راهی برای رهایی از آن وجود ندارد. در نهایت، شاعر به بستری از آتش و عشق به معشوق اشاره میکند که قرار و آرامش را از او میگیرد.