نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر

شاد باش، ای روشنی روی نیکوی قمر

راست چون ماه نوم کاهیده و زار و نزار

کز پس ماهی بود یک روز پهلوی قمر

هر شبی تا صبح بیدارم به بازی خیال

سر به روی خاک ماندم، چشم بر روی قمر

ای دل، ار خواهی که حلوایی خوری از عید وصل

من حلالت می نمایم، آنگه ابروی قمر

ماه من چاه زنخدان تو شد از خوی پر آب

پاک کن کز وی در آب افگنده گوی قمر

نیکوان خاک تواند، ای ماه، در تو کی رسند؟

کی رسد خاکی که اندازد کسی سوی قمر؟

گشت پنهان می کنی و منع خسرو بیهده است

زانکه شبگردی نخواهد رفتن از خوی قمر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و نورانی بودن قمر (ماه) اشاره دارد و ابراز شوق و آرزوهایی برای وصال معشوق است. شاعر از دل‌تنگی و خیال‌پردازی‌های شبانه‌اش سخن می‌گوید و longing (خواسته) خود برای نزدیک شدن به زیبایی‌های معشوق را بیان می‌کند. او به جهانی پر از احساسات عاشقانه و تمنای وصال اشاره دارد که در آن ماه نمادی از زیبایی و نیکویی است. در نهایت، شاعر از inevitability (اجتناب‌ناپذیری) خواب و خیالاتش در پی قمر سخن می‌گوید و اینکه هیچ چیز نمی‌تواند او را از عشقش دور کند.