شمارهٔ ۱۱۱۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گشادی چشم خواب آلود را باز
در فتنه به عالم کرده ای باز
به دور ماه رویت زلف شبرو
پریشان کاری اکنون کرد آغاز
خط سبزت، اگر نه خضر وقت است
چرا شد با لب جان بخش دمساز؟
به بستان گر روی، در سجده آید
به پیش قامتت سرو سرافراز
ربودی دل ز من، وانگه سپردی
به دست طره دلدوز غماز
چه جای جان که بر دل می زند تیر؟
چو گردد ترک چشمت ناوک انداز
اگر ندهی به عمری کام خسرو
روا باشد، به غیر او مپرداز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جاذبه شخصی معشوق میپردازد. شاعر با توصیف چشمان خواب آلود و زلفهای دلربا، احساساتی از عشق و اشتیاق را به تصویر میکشد. او از درد و رنجی که ناشی از عشق است سخن میگوید و به تناقضات موجود در این رابطه اشاره میکند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که اگر عشق واقعی وجود نداشته باشد، بهتر است که به سراغ دیگری نرود. این اشعار نمایانگر عواطف عمیق و تأثیرات زیبایی معشوق بر شاعر است.