شمارهٔ ۱۱۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قندیست آتشینرو، شمعیست انگبینلب
ماه سپهرکسوت، مهر هلالغبغب
قطران مشک و خالش از مُشک و گل مُسَلسَل
کافور آب و خاکش از شیر و می مرکب
ترک جهانفروزش گنجی ز نیمروزش
موی طلسمسوزش مارِ مُسَلسَل از شب
گر پاسبانی وی در برج مه نبودی
سعد زمین گرفتی از وی وبال کوکب
خسرو ز شوق لعلش تا چند سوزی آخر
باری دمی برون آی از سوزش تب شب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف زیباییهای یک معشوق میپردازد. او معشوق را به شمعی با شکرینی و آتشین تشبیه میکند و از صفات او مانند موی طلایی و چهره دلربا یاد میکند. همچنین، شاعر از احساسات عاشقانهاش نسبت به معشوق میگوید و به درد و سوزی که از این عشق میکشد، اشاره میکند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که مدتی از این انس و دوری خارج شود تا بتواند از این درد رهایی یابد.