نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دل ز تن بردی و در جانی هنوز

دردها دادی و درمانی هنوز

آشکارا سینه‌ام بشکافتی

همچنان در سینه پنهانی هنوز

مُلک دل کردی خراب از تیغِ کین

واندر این ویرانه سلطانی هنوز

هر دو عالم قیمت خود گفته‌ای

نرخ بالا کن که ارزانی هنوز

خون کس یارب نگیرد دامنت

گر چه در خون ناپشیمانی هنوز

جور کردی سال‌ها چون کافران

بهر رحمت نامسلمانی هنوز

ما ز گریه چون نمک بگداختیم

تو به خنده شکّرستانی هنوز

جان ز بند کالبد آزاد گشت

دل به گیسوی تو زندانی هنوز

پیری و شاهدپرستی ناخوش است

خسروا، تا کی پریشانی هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حسرت و دردهای عاطفی پرداخته و سؤالاتی درباره عشق و رنج مطرح می‌کند. شاعر از جدایی و آسیب‌هایی که از عشق متحمل شده سخن می‌گوید و در عین حال، به عشق و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند. او احساس می‌کند که دل او به خاطر عشق، زخمی و ویران شده است و در عین حال، هنوز در جستجوی آرامش و درمان است. در این شعر، تضاد بین شادی و غم، عشق و درد، و زندگی و مرگ به وضوح حس می‌شود. شاعر از معشوق می‌خواهد که قیمت عشق را بالا ببرد و از بی‌توجهی معشوق به دردهایش شکایت می‌کند. در نهایت، شعر به وضعیت درونی شاعر که همچنان گرفتار عشق است، اشاره دارد.