نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

افتادگان راه توییم از سر نیاز

دستی بگیر و در قدمت سر ز ما بباز

شمع جهانفروز تویی در جهان، ولی

ماییم از برای تو در سوز و در گداز

از ما چه احتراز نمودی که در جهان

هرگز نکرد شمع ز پروانه احتراز

گر تو نماز جانب محراب می کنی

ما می کنیم در خم ابروی تو نماز

ببرید زلف و کرد به خسرو اشارتی

یعنی که عمر تست نمی خواهمش دراز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس نیاز و بندگی عاشقان در برابر معشوق است. شاعر از معشوق درخواست کمک و دستیابی به نور و روشنایی می‌کند، زیرا او را شمع جهان می‌داند. شاعر به زیبایی یادآور می‌شود که پروانه‌ها هرگز از شمع نمی‌گریزن و خود نیز در عشق، در حال عبادت و نیایش در برابر زیبایی معشوق هستند. در نهایت، اشاره‌ای به کوتاهی عمر و زوال دنیوی می‌کند و می‌خواهد تنها لحظاتی از عمر را در کنار معشوق بگذراند.