شمارهٔ ۱۱۳۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
با خنده میمون تو گوهر چه کند کس؟
با روی خود آیینه برابر منه، آیراک
خورشید بر آیینه برابر چه کند کس؟
چون روی توام نیست، جهان را، چه کنم من؟
بی دیدن رویت به جهان در چه کند کس؟
جایی که حدیث لب شیرین تو گویند
نادیده حدیث از لب کوثر چه کند کس؟
ور زلف تو صد جور کند بر دل عاشق
ای ترک، بدان هندوی کافر چه کند کس؟
با چشم جفا کار تو گویم که جفا کن
گوید من از اینها نکنم گر، چه کند کس؟
بسیار بکوشم که رسم من به تو، لیکن
با بخت بد و گردش اختر چه کند کس
گفتی که فلان جهد نکرد از پس وصلم
خون کرد دل سوخته، دیگر چه کند کس
خسرو که فدا کرد دل و جان ز پی تست
ورنه دل و جان هر دو فنا بر چه کند کس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی توصیف میکند که هیچ چیزی نمیتواند محبتی که در دل شاعر نسبت به محبوبش وجود دارد را جبران کند. شاعر به نقش بینظیر و خاص محبوبش در زندگیاش اشاره میکند و بیان میکند که حتی با وجود زیباییهای دیگر در دنیا، هیچکدام نمیتوانند جایگزین محبوب او شوند. او همچنین از درد فراق و بیتابیاش سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که دوست داشتن او چقدر برایش مهم است. در نهایت، شاعر به این مسأله میرسد که عشقش به محبوب، او را از دیگر مشکلات و خواریها نجات میدهد و حضور محبوب باعث میشود همه چیز در زندگیاش معنا پیدا کند.