نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به رخ خاک درت رفتیم و رفتیم

دعای دولتت گفتیم و رفتیم

ز روی خویش کردی دور ما را

چو گیسویت برآشفتیم و رفتیم

جفاهای ترا با کس نگفتیم

درون سینه بنهفتیم و رفتیم

چو غنچه بس که پر خون شد دل ما

چو گل ناگاه بشکفتیم و رفتیم

به خود بیرون نمی رفتم از این در

ولی خود را به در رفتیم و رفتیم

به عهدت خواب خوش هرگز نکردیم

کنون آسوده دل خفتیم و رفتیم

ندارد قوت رفتار خسرو

میان سیل خون افتیم و رفتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و دردهای عاشقانه اشاره دارد. شاعر از دردهای ناشی از دوری و جدایی صحبت می‌کند و به جفاهایی که در دل دارد، اشاره می‌کند. او از تنهایی و بی‌خبری خود یاد می‌کند و می‌گوید که علیرغم همه این دردها، در نهایت آرامش را در جدایی می‌یابد. شعر به نوعی نغمه‌ی عشق گمشده و شکیبایی در برابر سختی‌ها و جفاهای عشق است.