شمارهٔ ۱۲۷۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
همی دزدی ز من اندام چون سیم
کدامین سیم دزدت کرد تعلیم
ز بهر سیم پیشانی گره چیست؟
گره تا چند بتوان بست بر سیم
بتان آزری بشکن ازان روی
کز آتش سبزه بر زد چون براهیم
مرا حرف نخستین است از جان
سر زلفت که شد چون حلقه جیم
خوش است آن خال نزدیک دهانت
اگر چه نیست حاجت نقطه بر میم
چه بیم اندر دلی چون شرم در چشم
نه شرم از چشم داری نه ز دل بیم
منم در کاغذین پیراهن از تو
چو نقش ماه نو بر روی تقویم
چوتر کردیم پیشت دیده و دل
ازین پس ما و جان خشک و تسلیم
گر آیی سوی خسرو نیم روزی
دو روزه عمر باز آید به دو نیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل به احوال عاشقانه و احساسات عمیق عشق اشاره دارد. شاعر از دزدی زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و در ارتباط با سیمگونه بودن جاذبهاش سوال میکند. او همچنین به گرانی بار پیشانی و معنای آن اشاره میکند و از شکستن بتان آزری، نمادهای خموده و موانع پیشرو سخن میگوید. شاعر در ادامه از زیبایی معشوق و ویژگیهای ظاهری او مانند حلقهوار بودن زلفش و خال نزدیک دهانش مینویسد. او به وجود شرم در عاشق و عدم وجود بیم در دلش اشاره میکند و میگوید که او همچون نقشی زیبا در کاغذین پیراهنش ذخیره شده است. به طور کلی، این غزل ترکیبی از زیبایی، عشق، شرم و تسلیم در برابر محبوب است و شاعر به خاطر عشقش دست به دگرگونیهای عاطفی و روحی زده است. در پایان، او به امید دیدار معشوق اشاره میکند که شاید حتی زمان بیشتری از عمرش را نیز برای آن صرف کند.