شمارهٔ ۱۲۸۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ببستی چشم من ز افسون زبان هم
دلم بردی نه تنها بلکه جان هم
خرابم می کنی از رخ، ز لب نیز
ازینم می کشی، جانا، از آن هم
ز تیر تست ما را دعوی خون
گواهی می دهد دل، آن کمان هم
ز بیداد تو خرسندم همه عمر
اگر خون ریزیم، راضی، بدان هم
برو، ای باد، بوسی زن بر آن پای
اگر چیزی نگوید، بر دهان هم
بده ساقی که من مست و خرابم
پیاله خورده ام، رطل گران هم
غمی دارم که باد از دوستان دور
به حق دوستی کز دشمنان هم
بت اندر قبله دارم نه همین بت
که زنار مغانه بر میان هم
اگر افتد قبول این جان خسرو
به بوسی می فروشم، رایگان هم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از جذابیت و افسون زبان معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق او نه تنها دلش را بلکه جانش را نیز گرفته است. او از تأثیرات معشوق بر خود مینالد و به خرسندیاش از درد و بیداد عشق اشاره میکند. همچنین به ساقی میگوید که او در حال مستی و خراب شدن است و از غم دوری دوستانش رنج میبرد. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق میبالد و خواهان اهدای جانش در ازای یک بوسه است.