نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بتی هر روز بر دل میر سازم

به خوردن خون خود را تیر سازم

تنی پیرم گرفتار جوانان

بدین طفلی چه خود را پیر سازم؟

دل پاره نیارم دوخت هر چند

رگ جان رشته تدبیر سازم

چو کافوری نخواهد گشت روزم

ضرورت با شب چون قیر سازم

نه پای آنکه بگریزم ز تقدیر

همان بهتر که با تقدیر سازم

ندارم چون به حال صدق تا کی

ز زهد آیینه تزویر سازم

بس از بیهوده گفتن، خسرو، آن به

همه قوت تو مرغ انجیر سازم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات درونی و تضادهای زندگی خود سخن می‌گوید. او به دل شکسته و رنج‌هایی که از عشق و جوانی دارد اشاره می‌کند و به این موضوع می‌پردازد که چگونه باید با تقدیر خود کنار بیاید. شاعر از ناتوانی در تغییر وضعیت و تلاش برای پذیرش شرایط کنونی خود می‌نویسد و در نهایت به ناامیدی از صحبت‌های بی‌فایده دیگران اشاره می‌کند. او به نوعی نارضایتی از زندگی و تقدیر خود ابراز می‌دارد و در جستجوی آرامشی در میان مشکلات است.