شمارهٔ ۱۲۸۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شبی در کوی آن مه روی رفتم
سر و پاگم چو آب جوی رفتم
نمی رفتم، بلا شد بوی زلفش
خراب اندر پی آن بوی رفتم
به کویش رو نهادم بهر رفتن
ز بیهوشی به دیگر سوی رفتم
شبت خوش باد، ای دل، نزد آن ماه
که من خالی شدم، زین کوی رفتم
شدم بدخو به رویش هر دم اکنون
کجا من دیدن آن روی رفتم
به سینه نقد جان تشویش می داد
به رشوت دادن آن خوی رفتم
کج است آن زلف و می دانم به سویش
به گفت خسرو بدگوی رفتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به روایت عشق و دلدادگی میپردازد. شاعر در شب زیبایی به کوی معشوق خود میرود و از زیبایی او و بوی زلفش به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد. او با بیتابی و سرگردانی در جستجوی معشوق است و در همین حال، احساس خالی بودن و ناتوانی از دیدن او را تجربه میکند. شاعر از بیخوابی و دلخوری ناشی از دوری معشوق خود صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که با وجود هر دشواری، همچنان در پی رسیدن به آن زیبایی است.