شمارهٔ ۱۲۹۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نهانی چند سوی یار بینم
نهان دارم غم و آزار بینم
ز صد جانب نظر دزدم که یک ره
به دزدی سوی آن عیار بینم
گهی تنهاش خواهم یافت، یارب
که بی اندیشه آن رخسار بینم
چنین هم هیچگه باشد، خدایا؟
که سیر آن روی چون گلنار بینم
همه عمرم در این حسرت به سر شد
که رویش بینم و بسیار بینم
تماشا حیف باشد بی رخ دوست
که جانان نبود و گلزار بینم
به روی گل توان دیدن چمن را
چو گل نبود چه بینم، خار بینم؟
رو، ای رضوان، تو دانی و بهشتت
مرا بگذار تا دیدار بینم
ز غم شب می نخسپم، باشد آن روز
که بخت خویش را بیدار بینم
فرو گویم به چشمت قصه خویش
اگر آن مست را هشیار بینم
چنین کافتاد خسرو در ره عشق
ره بیرون شدن دشوار بینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف احساسات پیچیده و دلتنگیهای خود برای معشوق میپردازد. او از دوری و غم ناشی از عدم دسترسی به چهره معشوق شکایت میکند و این حسرت را در طول عمرش تحمل کرده است. شاعر با توصیف لحظات زیبایی که در تصور دیدار معشوق دارد، نشان میدهد که زندگی بدون دیدن او برایش بیمعناست. همچنین او به درد و رنج ناشی از عشق اشاره میکند و آرزوی بیداری بختش را دارد تا بتواند به عشقش دست یابد. در کل، شعر بیانگر عمق عشق و حسرت شاعر برای دیدار معشوق است.