نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی وصف لبت ذکر زبان‌ها

دهانت در سخن اکسیر جان‌ها

چو می‌خندد لب شکرفشانت

ز حیرت باز می‌ماند دهان‌ها

ز عشقت کو به دل تخم وفا ریخت

مرا در سینه می‌ریزد سنان‌ها

فلک را آه مظلومی چو من سوخت

چرا آتش نبارد ز آسمان‌ها

مکن عیبم، کنم گر بوسه‌بازی

به گرد کوی تو بر آستان‌ها

مرا با شکل رسوایی خوش افتاد

بخندید، ای رفیقان، از کران‌ها

ز عشقت آب چشم من که بی‌تو

جوانمردی ندارد ناودان‌ها

شبی کردم به بستان ناله درد

رها کردند مرغ‌ها آشیان‌ها

از این ره رفت خسرو، خلق گویند

چو بیند جابه‌جا از خون نشان‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی و جادوی لبان محبوب می‌پردازد و عشق عمیق شاعر نسبت به آن شخص را نشان می‌دهد. شاعر لب‌های محبوب را شگفت‌انگیز توصیف می‌کند و می‌گوید که لبان او همچون اکسیر جان‌ها هستند. وقتی محبوب می‌خندد، همه‌ی دهان‌ها در حیرت خاموش می‌مانند. عشق محبوب و تأثیر آن بر دل شاعر باعث می‌شود او احساساتی عمیق و دردناک را تجربه کند. شاعر به مظلومیت خود در عشق اشاره می‌کند و از محبوب می‌خواهد که عیب‌های او را نگیرد. او از رسوایی‌اش در عشق نیز سخن می‌گوید و به اشک‌هایش اشاره می‌کند که نشان از نبود محبوب دارد. در نهایت، شاعر از درد و ناله‌هایش در شب به یاد محبوب می‌گوید و از نشانه‌های عشق و مصیبتش در جامعه سخن می‌گوید.