شمارهٔ ۱۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را
جا مده باری تو در دل دوستان دینه را
خورد عاشق چیست پیکانهای زهرآلود هجر
وصل چون یار تو باشد بازجو لوزینه را
بسکه خوشدل با غمم شبهای درد خویش را
دوست می دارم چو طفل کور دل آدینه را
محتسب گو تا چو من صوفی رسوا را به شهر
گشت فرماید به گردن بسته این پشمینه را
طعنه زد بر بیدلان خسرو که شد زینسان خراب
فرقتت از جان او خوش می کشد این کینه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و فاصله بین معشوق و عاشق است. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به دوستان و موانع عشق صحبت میکند و به عشق گمشدهاش اشاره میکند. او از درد فراق میگوید و به ناگفتهها و نگرانیهای خود میپردازد. شاعر همچنین به مسائلی چون رسوایی و قضاوتهای دیگران اشاره میکند و احساساتش را در برخورد با این چالشها بیان میکند. در نهایت، دلشوره و ناامیدی ناشی از دوری معشوق او را عمیقاً تحت تاثیر قرار داده است.