نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آبادتر آن سینه که از عشق خراب است

آزادی آن دل که در آن زلف تاب است

کو غمزده ای تا کند از ناله من رقص

کاین نامه من زمزمه چنگ و رباب است

جستم به سؤال آب حیاتی ز لب دوست

او بر شکنان گشت ز من کاین چه جواب است

ای آنکه به فردوس نبینی به لطافت

من دانم و کز تو بر این دل چه عذاب است

در پیش دل خویش هر افسانه که گفتم

گفتنی که فسونی ز پی بستن خواب است

وان سبلت زاهد که به تسبیح بریدی

زانست که امروز مگس ران شراب است

گر لعن تو احیا کندم، دیر شد این دیر

ز آمد شد سلطان خیال تو خراب است

ده پاره مکن از پی نقل غم خود را

کاخر دل مسکین من است، این نه کباب است

خسرو که غریق است به تسلیم که ما را

کشتی نه و مقصود بر آن جانب آب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق پرداخته است. شاعر به بیان زیبایی عشق و چالش‌های آن می‌پردازد و می‌گوید که دل پرعشق، آبادتر از دل بی‌عشق است. او از longing و آرزوها برای آزادی و خوشی صحبت می‌کند و به دنبال کسی است که بتواند با ناله‌هایش برقصید. در جستجوی آب حیات و پاسخ از معشوق، شاعر به عذاب‌های درونی‌اش اشاره می‌کند. همچنین، تمثیل‌هایی از زهد و دوری از می و عشق نیز در شعر به کار رفته است. در نهایت، شاعر از مشکلات و رنج‌هایی که عشق بر او تحمیل کرده می‌نویسد و به این نکته اشاره دارد که زندگی و معشوقش همچون کشتی‌ای‌ است که در دریا غرق می‌شود.