شمارهٔ ۱۳۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روی تو به پیش نظر آسایش جان است
آزادگی جان من، ار هست، همان است
در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد
من زیستن خلق ندانم که چسان است
کو دل شده ای کت نظری دیده و مرده
جانش به عدم رفته و سویت نگران است
ترکی که دو ابروش نشسته ست به دلها
قربانش هزار است اگر چش دو کمان است
کی بر چو تو خورشید رسم من که به خواری
بر خاک در تو سر من نیز گران است
عشق است، ز بابل خرد افسونش، چه داند
هر چند که بنیاد خرد از همدان است
گر خون جگر گریه کند عاشق شهوت
آن دانش که حیضش ز ره دیده روان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف شدید عاشقانه و رنج ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه زیبایی معشوق آسایش جان اوست، حس آزادگی را در عشق خود نشان میدهد. او از سرنوشت مردم در جامعهای پر از فتنه و بیعدالتی ابراز نگرانی میکند و نمیتواند زندگی را در چنین شرایطی تحمل کند. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر ویژگیهای ظاهری او شگفتانگیز باشد، جذابیت واقعی او در دلهاست. همچنین به شدت عشق و درد ناشی از آن میپردازد و اشاره میکند که عشق، عقل را تحت تأثیر قرار میدهد و آگاهی عاطفی را بر همه چیز مقدم میداند. در نهایت، شاعر بیان میکند که حتی در درد و خونریزی عاشقانه، عشق و احساسات عمیق او در اولویت هستند.