شمارهٔ ۱۳۸۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
من عاشقم، نه رعنا، کز دوست کام خواهم
کامم همین کزان در خاکی به کام خواهم
دارم هوس که میرم، در پیش تو کیم من؟
نه خضر و نه مسیحا، نه این مقام خواهم
از زنده داری شب چون نیم کشته گشتم
از کشتگانت مانا خوابی تمام خواهم
من خون دیده نوشتم، این است عشرت من
آیا چه جای بادا بی تو که جام خواهم؟
یابم اگر گدایی شامی به گرد کویت
نقصان بود به همت، گر ملک شام خواهم
دیدن ز بس که بینم حسن تو دیگران را
نه گل درست بینم، نه مه تمام خواهم
خود را سلام گویم از تو، بدین شوم خویش
تو زر پخته بخشی، من سیم خام خواهم
بر درد عشقبازی، خسرو دوا نخواهد
دردش نصیب من شد، من بر دوام خواهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و آرزوهای خود سخن میگوید. او به شدت به معشوق خود وابسته است و به دنبال وصال اوست. او بیان میکند که هیچ چیز دیگری جز عشق واقعی و حضور محبوبش برایش ارزش ندارد. با بیان درد و رنج ناشی از این عشق، نشان میدهد که میخواهد در کنار محبوبش باشد و از هر چیز دیگری چشمپوشی کرده است. شاعر همچنین به زیباییهای محبوبش اشاره میکند و از دیدن او خوشحال است، و در نهایت، به عواقب عشق و دلبستگیاش میپردازد که برایش عذابآور است.