شمارهٔ ۱۳۹۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
از دست دل بر آنم کز جان خود بشورم
بیرون جهم که باشد خون با گوزن و گورم
دیوانه ام من، ای دل، زان شمع یادم آور
کاتش زنم جهان را، ناگه اگر بشورم
ذوق خرد نجویم کز غم کشان عشقم
فضل عرب ندانم کز روستای غورم
هر مرده از گناهی سوزند و من چه سوزم
از سوز عشق، باری باشد عذاب گورم
زان نور آفتابم بینا و کور هر دم
نیلوفرم ندانم یا بوم روز کورم
من چون زیم که دیدم با خط مورمالش
زو در دل جگر شد سوراخهای مورم
گویند «خسرو آن سو چندین مرو به زاری »
نی خود همی روم من، دل می برد به زورم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک یک شخص عاشق است که از عشق و ناراحتیهای ناشی از آن رنج میبرد. شاعر با بیان این که دلش میخواهد از زندگی و دنیا رهایی یابد، نشان میدهد که عشق برای او عذابی شدید و غیرقابل تحمل است. او به حالت دیوانگی و سوز عشق اشاره میکند و میگوید که حتی در مرگ نیز سوزش عشق از گناه او بیشتر است. به طور کلی، این شعر حس تنهایی، درد و عذاب ناشی از عشق را به تصویر میکشد.