نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل کازاد باشد آن من نیست

کسی کوشاد باشد جان من نیست

گدایان جان نهندش، لیک این سهل

خراج دولت سلطان من نیست

خوش آن شوخی که تیرم زد، پس آن گه

کشید و گفت کاین پیکان من نیست

کدامین منت است از سوز شوقش

که بر جان و دل بریان من نیست

ز غم هم پیش غم نالم که شبها

جز از کس مونس زندان من نیست

بکش هر سان که خواهی چون منی را

که زان تست خسرو، زان من نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود پرداخته و نشان می‌دهد که دل و جان او هیچ‌گاه متعلق به کسی غیر از معشوقش نیست. او به نوعی تنهایی و غم اشاره کرده و می‌گوید که در برابر مشکلات و سختی‌ها، تنها کسی که برایش اهمیت دارد معشوقش است. شاعر همچنین بیان می‌کند که عشقش درد و سوزی عمیق به همراه دارد که تنها برای خودش است و تحت تاثیر کسی دیگر قرار نمی‌گیرد. در نهایت، او به مرگ و سرنوشت ناشی از عشقش اشاره کرده و تأکید می‌کند که هرچه بر سرش بیاید، دل‌باخته‌اش باقی خواهد ماند.