نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فریاد از این جفا که من از یار می کشم

اندک همی شمارم و بسیار می کشم

خاکم که کوب می خورم و پست می شوم

مورم که رنج می برم و بار می کشم

گر از جفای او دلم افگار می شود

بازش هم اندرین دل افگار می کشم

همسایه می بسوزد و فریاد می کند

زان ناله ها که من پس دیوار می کشم

بر یار هم جفا بود، ار گویمش به روی

جوری که من ز یار جفا کار می کشم

در ذکر او چه منع ز فریاد، آخرش

پیکانست کز جگر، نه ز پا، خار می کشم

روشن چو روز گشت در آفاق سوز من

این شعله کز جگر به شب تار می کشم

خسرو خراب گشته و جان هم شده خراب

کز دیده باده های چو گلنار می کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از درد و رنج عاشقانه‌ای صحبت می‌کند که شاعر از جفای یار خود می‌کشد. او به بیان احساسات عمیق خود در مواجهه با خیانت و بی‌مهری یار می‌پردازد و نشان می‌دهد که چطور این آزار دل او را می‌آزارد و او را در شرایطی پست و ذلیل قرار می‌دهد. شاعر حتی به همسایگان و دیگران اشاره می‌کند که از ناله‌های او آگاهند و جفای یار را در هر کجا که باشد، احساس می‌کند. در نهایت، او به ویرانی و نابودی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که از دلش شعله‌ای می‌سوزد که نمی‌تواند خاموش شود.