شمارهٔ ۱۴۷۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گل دل تازه گردد از دم خم
دل گل زنده گردد از نم خم
روح پاکت است چشم عیسی جام
و اشک لعل است خون مریم خم
تا شوی محرم حریم حرم
غوطه ای خور به آب زمزم خم
در شبستان می پرستان کش
شاهد جام را ز طارم خم
خیز تا صبحدم فرو شوییم
گل رویین قدح به شبنم خم
داد عیش از ربیع بستانم
به طلوع مه محرم خم
جان خسرو مگر به وقت صبوح
همچو ساغر برآمد از غم خم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای شوق و دلدادگی میپردازد. او به زیبایی و نشاط زندگی اشاره میکند و با استفاده از نمادهای طبیعی، مانند گل و خم، حالتی از سرخوشی و سرزندگی را توصیف میکند. شاعر از عشق و معرفت سخن میگوید و به چشمانی همچون چشم عیسی و اشکی مانند خون مریم اشاره میکند. در متن همچنین به جشنی در شبستان میپردازد که نشان از شادی و عیش دارد. در نهایت، گوینده از غم و اندوه دوری میکند و به سویی از سرور و خوشی مینگرد.