نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا تا بی گل و صهبا نباشیم

که گل باشد بسی و ما نباشیم

ز گل نازک تریم و چند گاهی

به جز زیر گل و خارا نباشیم

بیا، یارا و با ما باش امروز

چو می دانی که ما فردا نباشیم

چو تنها بودنی، باید، همان به

که از هم صحبتان تنها نباشیم

چو نگذارند یک جا دوستان را

چرا با دوستان یک جا نباشیم؟

چو زیر پای می باید شدن خاک

چرا چون خاک زیر پا نباشیم

چو بودن نیست، خسرو، جز دو روزی

دو روزی نیز بگذر تا نباشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت به زندگی در لحظه و لذت بردن از آن اشاره دارد. شاعر با بیان این که زندگی کوتاه است و فردا ممکن است وجود نداشته باشد، از هم‌نشینی و دوستی با دیگران در همین لحظه سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که باید از زیبایی‌های زندگی مثل گل و می بهره‌مند شویم و به جای نگرانی از آینده، در کنار یکدیگر باشدیم. در نهایت، شاعر تأکید دارد که تنها بودن بهتر است تا با دیگران از هم دور باشیم، و امیدوار است که در نهایت در کنار دوستانمان زندگی کنیم تا در این دنیای فانی، لذت و خوشی را تجربه کنیم.