شمارهٔ ۱۴۸۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر رسم روزی به تو نوآشنایی ها کنم
هر چه باید خواهم و بخت آزمایی ها کنم
او چو شاه از گوشه های چشم بیند سوی من
من ازان لبها به صد منت گدایی ها کنم
ای خوش آن وقتی که اوخوش خوش رود در خواب و من
پیش چشم و زلف او شرح جدایی ها کنم
از شراب عشق سیل آمد، مصلایم ببرد
گر شوم هشیار ازین می، پارسایی ها کنم
از در او مست بیرون آیم و در پیش خلق
چون گدایان توانگر خودنمایی ها کنم
ور شبی در کنج تاریکم ستد، در پیش او
خویش را زنده بسوزم، روشنایی ها کنم
بندگی را خط نویسم بر رخ از خون جگر
وز دو دیده هم برو ثبت گوایی ها کنم
گر طفیل پاسبانان بینم اندر کوی تو
با سگان آن سر کو آشنایی ها کنم
یک غزل گر بشنود آن مه به گوش خود ز من
همچو خسرو، پیش خلقی خودستایی ها کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاطفی عمیق و عشق ناب گوینده به معشوق است. او از تمایل خود برای دیدار و آشنایی با معشوق میگوید و آرزو دارد تا هر چه در دل دارد را بروز دهد. شاعر به توصیف زیباییهای معشوق و تاثیر آن بر خود میپردازد و در عین حال اشاره میکند که حتی در زمان جدایی، یاد معشوق او را به شعر و نوشتن وا میدارد. او از عشق به عنوان مشربی یاد میکند که هم مستش میکند و هم به او قدرت خودنمایی در مقابل دیگران را میدهد. در نهایت، گوینده میخواهد تا عشقش را به گونهای ابراز کند که حتی در میان مردم نیز خود را غنی و قابل ستایش نشان دهد.