نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نگارا، چون تو زیبا کس ندیده ست

چنان رویی، نگارا، کس ندیده ست

نهان می دار از من خویشتن را

چنین خود آشکارا کس ندیده ست

بیا امروز تا سیرت ببینم

مگو فردا که فردا کس ندیده ست

تماشا می کنم در باغ رویت

وزین خوشتر تماشا کس ندیده ست

ز آب دیده پیدا گشت رازم

بدینسان آب صحرا کس ندیده ست

مرا گویی که دل بر جای خود دار

دل عشاق بر جا کس ندیده ست

ز خسرو دل که دزدیدی بده باز

مگو دیده ست کس یا کس ندیده ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت نگار است که هیچ کس مانند او را ندیده است. شاعر از او می‌خواهد که خود را نهان کند و به او اجازه دهد تا امروز زیبایی‌اش را ببیند، زیرا فردا شاید دیر باشد. او به تماشای چهره محبوبش در باغ می‌پردازد و می‌گوید که هیچ چیز خوش‌تر از این دیدار نیست. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که احساسات عاشقانه‌اش غیرقابل کنترل است و دل عاشقان هیچ‌گاه در جای خود نمی‌ماند. در پایان، او از محبوب می‌خواهد که دلش را که از خسرو دزدیده بازگرداند. شعر به زیبایی و عشق عمیق و پیچیده اشاره دارد.