شمارهٔ ۱۵۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گل امشب آخر شب مست برخاست
به جام لاله گون مجلس بیاراست
نشسته سبزه زین سو، پای در بند
ستاده سرو ازان سو جانب راست
صبا می رفت و نرگس از غنودن
به هر سویی همی افتاد و می خاست
من اندر باغ بودم خفته با یار
بنامیزد چو ماهی بی کم و کاست
چو رفتن خواست از پهلوی خسرو
بر آمد از دلم فریاد بی خواست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با توصیف زیباییهای طبیعت و دنیای عاشقانه، لحظهای از شب را به تصویر میکشد. گلها و گیاهان در مجلس شاداب و پرجنب و جوش هستند. سبزه در یک سو و سرو در سوی دیگر زیبایی را به نمایش گذاشتهاند. نسیم صبحگاهی و نرگس نیز در حال بازی و جنب و جوش هستند. شاعر خود را در باغی به خواب رفته با معشوقش تصور میکند، جایی که همه چیز به زیبایی و آرامش میگذرد. اما به هنگامی که معشوق قصد رفتن دارد، دل شاعر به ناله و فریاد میافتد. این تصویرسازی احساساتی عمیق از عشق و جدایی را به نمایش میگذارد.