نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۰۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای سمن نامه وفا بستان

نسخه زان روی دلربا بستان

وی بنفشه ز رشک طره تو

کوژپشتی بر او عصا بستان

خاک او توتیا شد، ای نرگس

دیده بفروش و توتیا بستان

گر توانی بدو رسانیدن

یک سلام از من، ای صبا، بستان

پس بگو کز دو چشم فتنه پر است

بده انصاف ما و یا بستان

روی چون ماه را به چرخ نمای

هفت آیینه رو نما بستان

به غلامی بخر مرا از من

وز دو چشم خودش بها بستان

پس به چشم خیال خود بفروش

لیکن از چشم خود رضا بستان

دل ببردی و جان همی خواهی

گر بخواهی ستد، بیا بستان

زر چه جویی، ببین رخ زردم

وز غم خویش کیمیا بستان

نامه ما اگر نمی خوانی

قصه باری ز دست ما بستان

داد خسرو ز دست قصه هجر

از برای خدای را بستان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و دلربایی محبوب می‌پردازد و درخواست‌هایی از معشوقه دارد. شاعر از سمن (عطر گل)، بنفشه، و نرگس نام می‌برد و به زیبایی و دل‌فریبی معشوق اشاره می‌کند. او از صبا (باد صبحگاهی) می‌خواهد که سلامی از او به محبوب برساند و در مورد حال خود، دل‌تنگی و احساساتش صحبت می‌کند. همچنین، شاعر درخواستی به صورت استعاره‌ای برای خرید خود از محبوبش دارد و از او می‌خواهد که درک کند که او چه درد و غمی را از جدایی تحمل می‌کند. در نهایت، به سختی‌های عشق و اهمیت یادآوری داستان عشق و جدایی اشاره می‌کند.