نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۱۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

همی ریزی به بازی خون یاران

چنین باشد سزایی دوستداران؟

به خون بیدلان خوردن مکن خوی

که کس را نآید این شربت گواران

من رسوا و هر سو خنده خلق

چو مستی در میان هوشیاران

برای صبح پیروزی که بی تست

حیات من چو شام سوکواران

تنم پرورده شد در خون دیده

چنان کز می سفال باده خواران

نگویم درد خود با کس کز این راز

نگنجد در دل نااستواران

منم سرگشته زیر پای خوبان

چو گوی افتاده در پیش سواران

شکاری را ز تیر ترک روزی ست

مرا از ناوک مردم شکاران

چه خوش می نالد اندر عشق خسرو

چو بلبل در قفس وقت بهاران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنج عاشقانی می‌پردازد که در عشق خود دچار مشکلاتی هستند. شاعر احساس ناتوانی و رسوایی دارد و از تیره‌روزی خود می‌نالد. او به خون و رنجی که بر دل بیدلان وارد می‌شود اشاره می‌کند و به دنبال صبح پیروزی و دگرگونی است. شاعر به تنهایی خود در این مسیر تاکید می‌کند و احساس می‌کند که همچون گوی زیر پای سواران، بی‌عدل و مظلوم است. او در انتها به عاشقانه‌گی و اشتیاق خسرو و بلبل در قفس اشاره می‌کند و بیانگر تنهایی و درد عشق می‌شود.