شمارهٔ ۱۶۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ندانستم که اهلیت گناهست
ایا این ره که می پویم چه راهست
ز جور روزگار و طعن دشمن
جهان بیش جهان بینم سیاهت
نه هر مردی تواند کرد مردی
سوار شیر دل پشت سپاهست
کسان را بر در هر کس پناهی
مرا بر درگه لطفش پناهست
اگر آهی کشم درهم کشد روی
مگر آیینه را تندی ز آهست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس ناامیدی و غم است. شاعر به دشواریهای زندگی و حوادث نامساعد اشاره میکند و میپرسد که آیا راهی که در پیش دارد درست است یا نه. او به تنهایی و ظلم زمانه میپردازد و میبیند که دنیا به تاریکی گرایش دارد. همچنین، دربارهی سختیهای زندگی و اینکه همه نمیتوانند از پس سختیها برآیند، صحبت میکند. با این حال، شاعر در جستجوی پناهی در لطف خداوند است و امید دارد که با دعا و احساساتش، اندکی از بار غمهایش کم شود.