شمارهٔ ۱۶۴۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دو رخ بنمای و بازار کواکب بشکن از هر دو
که گردد تافته خورشید و ماهت روشن از هر دو
ببندند ار کمر نیشکر و نی پیش بالایت
تو بنما قامت خویش و کمرها بشکن از هر دو
ز جان و دل چو یادت می کنم، دارم عجب از وی
که جان و دل ز یک دیگر به رشکند و من از هر دو
کشیدند آن دو لب فتوای خط همچون مسلمانان
بلا بنگر که تعلیم تو چون گشت این فن از هر دو
ببین، ای یوسف جان، گریه ز آن دو چشم یعقوبی
که غرق خون و خوناب است یک پیراهن از هر دو
دو همدم می دهد پندم، ولی چون من گرفتارم
به حق دوستی نزدیک من به دشمن از هر دو
عمارتهای عمر و عقل چون شد بی خلل از وی
بیا زود، ای اجل، بنیاد هستی بر کن از هر دو
مرا منمای دو عالم جزای طاعت، ای زاهد
که من کردم گریبان چاک و چیدم دامن از هر دو
اگر از عشق لافد مرد و نامرد و بنازد پر
سر مردان که خسرو مردتر باشد از آن هر دو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان دوگانگی و تضادها در زندگی انسانها پرداخته است. شاعر از دو جنبه مختلف زندگی، مانند روشنایی و تاریکی، جان و دل، عشق و فراق، و همچنین دوستی و دشمنی صحبت میکند. او نشان میدهد که چگونه این دوگانگیها به هم وابستهاند و در زندگی تأثیرگزارند. شاعر از معشوق خود میخواهد که خود را نشان دهد و بر دوگانگیها فائق آید. در نهایت، او از مشکلات و محدودیتهای دنیا میزند و به نیاز به رهایی و آزادی از این دوگانگیها اشاره میکند، در حالی که عشق و دوستی را ارزشمند میداند.