نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۹۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلی دارم چو دامان گل از غم چاک گردیده

سری بر آستان او ز محنت خاک گردیده

ز بس کز غمزه او تیغ بیداد آمده بر من

سراسر سینه ام چون دامن او چاک گردیده

به تاباک افگند پروانه را شمع وفا پیشش

که گرد سر هنوزش اندر آن تاباک گردیده

به آن شکل و شمایل با وجود حسن خورشیدی

ندیده چون تویی هر چند در افلاک گردیده

عجب گر شادمان گردد درونها بعد ازین هرگز

دل خلقی چنین کز درد من غمناک گردیده

ز به زهر هجر خسرو جان نخواهی داد دور از وی

از آن رویی کز آیین وفا تریاک گردیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و غم خود به خاطر عشق و جدایی سخن می‌گوید. او دلش را مانند دامن گلی توصیف می‌کند که از غم پاره شده است. عشق معشوقش به او درد و رنج می‌دهد و سینه‌اش پر از چاک‌های ناشی از این درد است. همچنین، او به تابش شمع عشق و وفا اشاره می‌کند که پروانه را به خود جذب می‌کند و معشوقش را به عنوان فردی بی‌نظیر در افلاک می‌بیند. در پایان، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که دیگران نمی‌توانند از درد او شادمان شوند و حتا اگر کسی با عشق دور از معشوق خود زندگی کند، بدون او نمی‌تواند خوشحال باشد.