شمارهٔ ۱۶۹۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
کارم از دست برفته ست ز نادیدن تو
زین پس، ای دیده، کجا ما و کجا دیدن تو
آن کجا وقت که در کوچه ما به جولان رفتن
دل بدزدیدن و دزدیده به ما دیدن تو
آن به خونریز خود از چشم رضا دیدن من
و آن بر احوال من از چشم جفا دیدن تو
حال زار گذر من شب تیره دانی
که چه فرق است ز نادیدن تا دیدن تو
خواست خسرو که نبیند غمی، اما چه کند
دیدنی بود، نگارا، غم نادیدن تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک عاشقانه است. شاعر از نداشتن دیدار معشوق و عواقب ناشی از آن صحبت میکند. او میگوید که دوری و نادیدن محبوب، حال او را به شدت دچار رنج میکند و حتی با وجود تصمیم به عدم دیدن، غم از دست دادن عشق همچنان وجود دارد. شاعر به تضاد بین نادیدن و دیدن معشوق و تاثیر آن بر احوال خود اشاره دارد و به یادآوری لحظات آزاردهندهای که از بهترین یادها تبدیل به درد و رنج شدهاند، میپردازد. در کل، شعر به عمق احساساتی چون عشق، غم و longing (دلتنگی) اشاره دارد.