شمارهٔ ۱۶۹۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چه شکل است این که می آید سمند ناز بر کرده
هزاران جان و دل آویزه بند کمر کرده
گهی خواهم کشم دیده، گهی خواهم نکو دارم
چو بینم سوی او انگشتها در دیده در کرده
سر آن چشم گردم، دیده چون دزدیده سوی من
چو سویش دیده ام، از ناز دیگر سو نظر کرده
چه شرمش آید از تلخی که از شوخی و بدگویی
کند با من حدیث تلخ رو سوی دگر کرده
نه من مردم به خون گرم و عشق شهرت آلوده
عروسی دان مرا گلگونه از خون جگر کرده
خوش آن مجلس که خسرو گشته غرق جرعه خوبان
لباس هستی خود پیش شان از گریه تر کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعری زیبا و عاشقانه، به توصیف محبوب خود میپردازد و احساسات عمیقش را بیان میکند. او از زیبایی و ناز محبوب صحبت میکند و اینکه چگونه تحت تأثیر نگاههای او قرار میگیرد. شاعر بین کشیدن نگاه به محبوب و دوری از او درگیر است و از احساسات تلخ و شیرین عشق میگوید. همچنین به تلخیهایی که در عشق وجود دارد اشاره میکند و از عذاب دل خود ناشی از عشق سخن میگوید. در پایان، به زیبایی و شگفتی لحظات شاد عشق اشاره میکند، به خصوص وقتی که در مجلسی با محبوب در کنار دیگر عاشقان است.