شمارهٔ ۱۷۱۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای حسن، تو آفت زمانه
روی تو به دلبری فسانه
صد دل درود دمی به زلفت
گر تیز رود زبان شانه
هر دم سوی قبله دو ابروت
خورشید یگانه در دو گانه
از زلف تو گاه قبله بازی
مطروح دو رخ شده زمانه
من غرقه و تو به آب چشمم
پیش رخ خویش بر کرانه
تیرم زنی و خوشم که باری
بشناختیم بدین بهانه
گم گشتی خسروا، به کویش
یا ماند مگر ترا به خانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و دلبری حسن است. شاعر برای حسن از زبان فریبندهاش و تاثیر آن بر قلبها سخن میگوید. او به ابروهای حسن که مانند قبله میدرخشند اشاره میکند و تضاد زیباییهای حسن را با زمانه نشان میدهد. شاعر به حسی عمیق از عشق و اشتیاق میرسد و به علاقهاش برای شناخته شدن توسط حسن اشاره میکند. در نهایت، او از درد فراق و گمشدن در عشق سخن میگوید، به شکلی که حسرت و زیبایی در عین حال در اشعارش موج میزند.