شمارهٔ ۱۷۶۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
در اوصاف خود عقل را ره مده
بهشت برین را به ابله مده
جهان مست و دیوانه کردی به زلف
نسیمی به باد سحرگه مده
غم عاشقان بشنو، اما به ناز
جواب سخن گه ده و گه مده
چگویم به تو راز پنهان خویش
خودش بشنو و سوی خود ره مده
گر انصاف، جوید دل ظالمم
مده هیچش انصاف، والله مده
زنخ می نمایی و خون می خورم
چنین شربتم زانچنان چه مده
رقیب ار کشد خسرو خسته را
زبان را در آن رخصت «نه » مده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به نکات مختلفی در مورد عشق، عقل، و روابط انسانی اشاره دارد. شاعر به ناامیدی از عقل اشاره میکند و معتقد است که نمیتوان بهشت را به نابخردان سپرد. او به مشکلات ناشی از عشق اشاره کرده و از سایرین خواسته است که در این خصوص بیتوجه باشند. همچنین از خودخواهی و عدم انصاف دیگران گلایه میکند و به بیوفایی و رنجهای عشق میپردازد. در نهایت، شاعر از تهدیدات رقیب و درد و رنج هایش سخن میگوید و تأکید میکند که نباید اجازه داد که دیگران بر او تسلط یابند.