نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۷۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جان ز هجرت چیست، زار افتاده ای

دل ز عشقت بیقرار افتاده ای

من کیم، زاری حزینی بیدلی

غم خوری بی غمگسار افتاده ای

دردمندی مستمندی خسته ای

کارزار کار زار افتاده ای

خاکی بی آبرویی در هوا

آتشین آهی ز کار افتاده ای

دردنوشی، جانفروشی در خروش

بیکسی بی کار و بار افتاده ای

جان غریبی، بی نصیبی از حبیب

دور از یار و دیار افتاده ای

مبتلایی بینوایی در بلا

جان نثار دل فگار افتاده ای

بلبلی با غلغلی بی روی گل

وز میانه بر کنار افتاده ای

پای در گل، دست بر دل، سر به پیش

رفته عزت، سخت خوار افتاده ای

بیدلی بی دلبری بی مونسی

بی زر و بی زور و زار افتاده ای

خسته فرهادی، شکسته وامقی

خسروی بی خواستگار افتاده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره حال و وضعیت کسی است که در غم و اندوه عمیقی به سر می‌برد. این شخص به خاطر هجرت و دوری از عشق و یار، دچار بی‌قراری و رنج شده است. او خود را در وضعیتی بسیار زار و بی‌نوا می‌بیند و به دنبال یاری است، اما در تنهایی و بی‌کسی گم شده است. توصیفاتی از درد و غم وجود دارد که نشان می‌دهد او در زندگی با مشکلات بسیاری روبروست، از جمله بی‌احترامی و فقدان محبت. در نهایت، او به ظلمت و یأس دچار شده و احساس می‌کند که عزت و مقامش از بین رفته است.