نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

یک موی ترا هزار دام است

یک روی ترا هزار نام است

زان سرو به بوستان بلند است

کز قد تو قایم المقام است

گر مه به تو ناتمام پیوست

رخسار تو، ماه من تمام است

زلف سیهت فتاده در پای

بهر دل خلق پای دام است

دانا لب تو، اگر ببوسد

فتوی ندهد که می حرام است

می بگذارد دل از تو، زیراک

تو آبی و آن سفال خام است

خسرو به تو هم عنان نخواهم

زین توسن چرخ بدلگام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و می‌گوید که هر ویژگی از زیبایی‌های او به نوعی دلخواه و خاص است. یک مو می‌تواند هزاران خطر و دلبستگی به وجود آورد و روی معشوق هزار نام زیبا دارد. قد بلند او در باغی همچون سرو مشخص است و به زیبایی‌اش قوت می‌بخشد. اگرچه ماه به زیبایی او ناتمام است، اما چهره معشوق تمام و کامل است. زلف سیاه او به‌عنوان دام برای دل خلق به شمار می‌رود و لب بوسیدنش به عنوان حرام دیده می‌شود، اما در واقع دل را از آن خود می‌کند. شاعر در آخر بیان می‌کند که از او انتظار ندارد که با کسی دیگری هم‌پا باشد و به خاطر زیبایی او، دلش فقط به او وابسته است.