نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۹۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه بد کردیم کز ما برشکستی؟

ز غم بر جان ما نشتر شکستی

روان شد گریه تا گیرد عنانت

گذشتی و عنان را بر شکستی

مرا در طعنه خصمان فگندی

به سنگ ناکسان گوهر شکستی

تنم خستی و خونم نوش کردی

چرا می خوردی و ساغر شکستی؟

دلم را خرد بشکستی به هجران

قوی بتخانه ای را در شکستی

چه شکل است این که دین را غارتیدی؟

چه نازست این که هم، کافر، شکستی؟

چه بانگ پای اسپ است این که در وجد؟

نوا در حلق خنیاگر شکستی؟

نگویم زلف کان دزد سیه را

نکو کردی که پا و سر شکستی

گره محکم زدی بر جان خسرو

که زلف عنبرین را بر شکستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف دردها و ناراحتی‌های خود می‌پردازد. او ازBroken و شکست‌هایی که از طرف معشوق یا خدای خود متحمل شده، صحبت می‌کند. شاعر احساس می‌کند که عشق و دینش مورد ستم قرار گرفته و در این مسیر، قلب و روحش شکسته است. او از غم و اندوه شدید خود می‌گوید و اینکه چطور طعنه‌ها و آسیب‌های دیگران او را آزرده خاطر کرده است. این شعر نشان‌دهنده چالش‌های عاطفی و روحی شاعر و نارضایتی او از وضعیت موجود است.